اندیشه ها


735 کاربر

کانال اندیشه ها ، اندیشه های یک زن ایرانی است در تلاش برای رشد کردن خودش و جامعه .
لینک اولین پُست کانال
t.me/andeesheha/2
ادمین :
@SoudiSz

اینستاگرام:
andeesheha

Facebook:andeesheha channel
{links} {LinksTitle}
{/links}
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 29
بازدید یک سال : 39
🔲⭕️مرتیکه دکتر بی سواد! رییس جمهور آمریکا مُرد. روپرت مرداک، صاحب امپراطوری رسانه ای (صدها رسانه‌ اعم از شبکه تلویزیونی و روزنامه و ...) گفته بود «اگر من اعلام کنم که رییس جمهور آمریکا مرد. برای او خیلی زمان می‌برد تا ثابت کند زنده است». این نشانه قدرت رسانه است. همه ما در برابر اینکه فحش و ناسزا بشنویم حساسیم. خیلی چیزها را حاضریم تحمل کنیم اما فحش را نه. به خصوص اینکه درس هم خوانده باشیم و یک نفر پیدا شود و به ما بگوید مرتیکه بی سواد! اما واقعیت آن است که ما بی سوادیم. حوزه های بسیار مهمی وجود دارد که ما باید سواد داشته باشیم اما نظام رسمی و غیررسمی آموزش و پرورش در کشور ما در غفلت غیرعمدی یا در سکوت عمدی به سر می برد: سه مورد از مهم ترین حوزه های سواد یا بهتر بگویم حوزه های بی سوادی ما عبارتند از: سواد رسانه، سواد جنسی، سواد مالی. بگذارید هفت سوال از شما بپرسم: ۱.آیا می دانید تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانه ای چیست؟ ۲. آیا می توانید توضیح بدهید که رسانه ها چگونه اطلاعات را به صورت نامحسوس دستکاری می کنند؟ ۳.آیا مغالطات رایجی که رسانه ها به کار می برند را می شناسید؟ ۴. آیا می توانید قسمتی از داستان که کتمان می‌شود را کشف کنيد؟ ۵. آیا می توانید توضیح دهید چگونه رسانه ها، با تکنیک هایی مانند زاویه‌ دوربین، ترفندهای نورپردازی، موسیقی و ... می توانند تصویر ما را از یک شخصیت/رخداد دستکاری کنند و عواطف ما را از تنفر به عشق و یا برعکس تغییر دهند؟ ۶.آیا می توانید توضیح دهید که چرا آدم ها، برداشت های کاملا متفاوت از یک پیام رسانه ای می کنند؟ ۷.برای انتشار/بازنشر/فوروارد کردن مطلبی که خودم تهیه نکرده ام، چه نکاتی را باید برای رعایت مالکیت معنوی و اخلاق حرفه ای رعایت کنم؟ اگر جواب تان به بیشتر هفت سوال بالا منفی است، باید به سواد رسانه ای خود شک کنید! و نیاز دارید که در این مورد بیشتر بخوانید و بدانید. لطفا به سطح تحصیلات و هوش و زیرکی خود اتکا نکنید. تعریف سواد رسانه به زبان ساده چنین است: • توانایی دستیابی به اطلاعات از رسانه های مختلف • درک و تحلیل منتقدانه اطلاعات دریافتی از رسانه ها • و خلق پیام موثر برای ارسال در رسانه ها با هدف تاثیرگذاری بر مخاطبین یک اصل کلیدی در فهم پشت پرده رسانه ها: برخلاف آنچه ما فکر می کنیم رسانه ها آیینه ای نیستند که دنیا را بازتاب دهند. رسانه ها، اخبار را منتقل نمی کنند بلکه اخبار را شکل می دهند و می سازند. اطلاعات را دستمالی/دستکاری می کنند. و فقط بخشی از واقعیت را منعکس می کنند. چرا؟ چون رسانه ها دنبال حقیقت نیستند بلکه دنبال قدرت هستند. آن ها ذاتا با قدرت گره خورده اند. محتوای رسانه ها عموما در خدمت یک جریان فکری یا گروه سیاسی یا طبقه اجتماعی است. و سواد رسانه‌ای یک نوع مهارت ادراکی است که می تواند با نگاه انتقادی (موشکافانه) از بین رسانه های مختلف که هر کدام منافع و جهت گیری های خودشان را دنبال می کنند به حقیقت برسد. در اصل سواد رسانه ای، شناخت یک حقیقت از بین هزاران دروغ و تحریف است. ☑️⭕️تجویز راهبردی: همه ما باید سواد رسانه ای را در خود ایجاد و تقویت کنیم که نیازمند مطالعه و تمرین است. برای شروع به این دو اصل کلیدی پایبند باشیم: طراحی رژیم مصرف رسانه ای: به اینکه چه میزان اطلاعات مان را از کدام رسانه می گیریم حساس باشیم. کسانی که سواد رسانه ای دارند، رژیم مصرف متعادلی دارند و از منابع و رسانه های مختلف به میزان مشخصی اطلاعات می گیرند. آن ها رنگین کمان رسانه ای دارند. اگر رژیم مصرف رسانه ای به درستی طراحی نشود، در فضای اشباع رسانه ای و بمباران اطلاعاتی خفه خواهیم شد. از مخاطب منفعل به مخاطب منتقد: اگر باور کنیم که هیچ کدام از رسانه ها، هدف شان حقیقت نیست بلکه خدمت به گروه/اندیشه/طبقه خاصی است، از این به بعد، استراتژی مطالعه و تماشای انتقادی را در پیش خواهیم گرفت. برای تبدیل شدن به خواننده/تماشاگر منتقد همیشه این سه سوال را از خود بپرسید: ۱.چه کسی این پیام را خلق کرده است و چرا این پیام ارسال شده است؟ (هدف او چه بوده است؟) ۲.چه ارزش‌ها و دیدگاه‌هایی را در این پیام به صورت پنهان جاسازی و تبلیغ کرده اند؟ ۳.احتمالا چه بخش هایی از واقعیت حذف شده و چه بخش هایی از واقعیت برجسته سازی شده است؟ فراموش نکنیم: سواد رسانه ای یکی از مهم ترین تفاوت های یک فرد فرهیخته و یک فرد تحصیل کرده است. شما می توانید فوق دکترا از هاروارد داشته باشید اما مرتیکه بی سواد باشید! مجتبی لشکربلوکی @Dr_Lashkarbolouki
2018/10/16 19:12
سلام دوستان عزیز مطلب زیر طولانی است اما واقعا به خواندنش می ارزد 👇
2018/10/16 19:12
سری هم به اندیشه ها۲ بزنید امروز 👇 @andeesheha2 اگر اهل دل و احساسات هستید
2018/10/14 12:33
ترجمه خلاصه آهنگ: برگ پاییزی از Indila مثل یک برگ مرده پاییزی که نزدیکت به زمین افتاده و‌من منتظرم باد اونو ببره ...امیدی خواهد وزید تا منو جلو ببره و به من قدرت بده هزار و یک رنگ پاییزی جلوی چشمم هستن ، که قلبم رو به چالش می کشن ... گذشتن سریع فصول، مثل زمان کوتاه یک ‌موسیقی ایه زیر درخت بید به زندگی بهتر فکر می کنم باید قوی باشم و منتظر می مونم پاییز رو پشت سر می گذارم و بسیاری چیزها رو ترک می کنم. قلبم منو بیدار می کنه ..و به من جهت می ده ... تا به وجود تو فقط در دعاهام اعتراف کنم ... ................................... توی ابرها سیر می کنم وقتی که زنگها بصدا در میان تو خواهی آمد تویی که اونقدر دوست داشتنی هستی آنگاه ...بهار و تابستان خواهند درخشید تو اینجایی و من منتظر هیچکس دیگر نخواهم بود و تمام زندگی ما روی زمین، فقط یک روز خواهد بود @andeesheha
2018/10/14 11:44
Feuille d'automne
Indila/@FrenchOnline
@FrenchOnline 🇫🇷
2018/10/14 11:17
#Music #French Artist: #Indila Title: Feuille d'automne برگ پاییزی @FrenchOnline 🇫🇷
2018/10/14 11:17
#دریافت_ها #بخش_چهارم #زنده_شدن_پس_از_مردن برای همه ما پیش می آید که چیزی یا کسی را از دست بدهیم ...از دست دادن یک عزیز، چه از دنیا برود چه از پیش ما ... یکی از سخت ترین اتفاقات است . روزها و ماهها غصه می خوریم و دَم بر نمی آوریم ... دنیا نه رنگی دارد نه لطفی ...‌ سخت می گذرد ... سخت * بعد روزی، در یک لحظه، ناگهان یک حسّ جدید، در جان و ذهن مان جرقه می زند . یک لحظه حس می کنیم بدون او هم زندگی می تواند همچنان زیبا و دوست داشتنی باشد . حس می کنیم دنیا با او تمام نشده ... و گرچه امروز بسیار تنهاییم، اما حس می کنیم او آخرین آدم دوست داشتنیِ دنیا نبوده و دنیا هنوز برای ما فرصتها دارد. این حس، دقیقا مثل باز شدن ناگهانی درِ یک باغ رویایی پُر گلِ دل انگیز است . مثل ناگهان باز شدن یک غنچه ی گل پس از زمستانی سرد و طولانی ... چه لذت عجیبی دارد. * و ... باید حواسمان باشد که غنچه را آب بدهیم و مراقبتش کنیم . ذهن ما سوگواری را بیشتر از جشن می پسندد و غنچه زود پژمرده می شود اگر حواسمان نباشد . آن حس عجیبِ جادوییِ خیال انگیزِ سرخوشانه را با عشق پاسداری کنیم ... بگذاریم‌ بشکفد ... چگونه ؟ نمی دانم ... باید خودتان آزمایشش کنید و انجامش دهید ... @andeesheha t.me/andeesheha
2018/10/14 11:13
توی بیابون‌ها‌ی اطراف روستای بیابانک صخره‌ای هست به اسم "همای سعادت" که‌ به "نشان عقاب" هم معروفه! سایه‌ی این صخره موقع غروب خورشید روی دیوار کنارش نیمرخ یک عقاب‌رو تداعی میکنه و این اسم از اینجا میاد. قسمت باحال ماجرا اینه که وقتی ما رفتیم اونجا دقیقا کنار این صخره یه لونه‌ی عقاب پیدا کردیم! یه لونه‌ی خالی! ممکنه این قضیه کاملا اتفاقی بوده باشه ولی من واسش یه قصه تو مخم دارم! قصه‌ی یه عقاب که هر روز دم غروب سایه‌ی یه عقاب دیگه‌رو از بالا میبینه و بهش نزدیک میشه. صداش میکنه و جوابی نمیشنوه! کم کم به عقاب کنار صخره عادت میکنه و نزدیکای غروب که میشه دل تو دلش نیست تا سایه‌رو ببینه! هر روز دم غروب میره روی صخره و منتظر میشه تا غروب بشه و برای چند دقیقه سایه‌‌ای رو که بهش وابسته شده، ببینه! کم کم لونه‌ش رو همونجا میسازه تا بیشتر اونجا باشه! تا بیشتر ببینه! هر روز یه قدم به سایه نزدیکتر میشه! باهاش بیشتر حرف میزنه! شکارش رو باهاش تقسیم میکنه تا اینکه یه روز نوکش رو میزنه بهش و دردش میگیره! میفهمه تمام مدت عاشق یه سایه بوده! سایه‌ی یه صخره‌ی سخت و تیز! شاید واسه همین لونه‌ش رو همینجوری ول کرده بود و رفته بود! مثه همه وقتی میفهمن تمام مدت فقط عاشق یه سایه بودن! 📝سهیل سرگلزایی @szcafe https://t.me/joinchat/AAAAADu0ycAlNL-9TnwPxA
2018/10/14 09:49
دوستان گرامی این روزها سر و صدای زیادی راجع به ناپدید شدن جمال خاشقجی روزنامه‌نگار عربستانی ایجاد شده ... بهمین خاطر متنی چند قسمتی و البته مربوط به یکسال پیش از کانال پرنس جان را در اندیشه ها۲ 👇 @andeesheha2 می گذارم . فکر کنم به خواندنش می ارزد . با احترام و ارادت
2018/10/12 16:15
یک خبر و نوشته واقعا خواندنی ... امروز ... در اندیشه ها۲ 👇 @andeesheha2
2018/10/12 09:48
بیستم مهر‌ماه روز ملّی بزرگداشت حافظ، شاعر و عارف بزرگ و بلندآوازه ایران گرامی باد @andeesheha t.me/andeesheha
2018/10/12 09:27
ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما حافظ
2018/10/12 09:25
یکی از همراهان عزیز و بزرگوار کانال در باره نوشته های امشبم در مورد تتلو مطالبی نوشتند که مختصرش را در اینجا می گذارم ... حرفهای ایشان حرف حساب است ... و حرف حساب جواب ندارد ممنون از این دوست عزیز💐 "الان پستی راجع به تتلو گذاشتین ... به نظرم یه جور تظاهر به متفاوت بودنه ... متفاوت بودن درد این روزهای بسیاری از ماست ... مجبور نیستیم راجع به کسانی که از تجاوز به یه دختر بچه حمایت می کنند مطلب بنویسیم ... وقتی راجع به مظلومیت این آدم می نویسین در نظر داشته باشین حرفهاشو در مورد تجاوز به یه دختر بی گناه ... حرفهاش در مورد حجاب ... فرصت طلبیهاش ... دلیل تنفر مردم و بزرگترها از تتلو خالکوبیها و گوشواره هاش نیست ، بی ادبی هاشه... لات بودنشه ... کثیف بودنشه ... این آدم با دخترهای خیابان انقلاب - که آرمانی رو در ذهن می پرورانند و البته این آرمان کشف حجاب نیست ... کلمه ای ایست مقدس به اسم ازادی - از زمین تا آسمان فرق داره"
2018/10/11 22:31
ترجمه مختصر آهنگِ Cheers Darlin از Damien Rice بسلامتی ات عزیزم بسلامتی تو و پسری که عاشقته .. بسلامتی ات عزیزم ... سالها منتظرت موندم بسلامتی ات عزیزم صدای ناقوس کلیسا تو مراسم ازدواجت توی گوشمه بسلامتی ات عزیزم به من سه تا سیگار بده تا اشکهام خشک بشه وقتی اسمشو صدا می زنی می میرم .. عزیز‌ِمن ... باید وقتی توی بارون قدم می زدیم می بوسیدمت ... من‌ چی هستم عزیزم؟ زمزمه ای در گوش تو؟ تیکه ای از کیک تو؟ پسری که تو می تونی بترسونی اش؟ یا ... بزرگترین اشتباهت؟ ... بسلامتی تو عزیزم ... من ملکه زیبایی رو یافتم که خیلی از من‌دور نخواهد بود @andeesheha
2018/10/11 22:05
Cheers darlin
Damien Rice @withoutrules
#موسیقی #Damien_Rice #Cheers_Darlin @andeesheha
2018/10/11 21:54
#عشق #درد_و_درمان شده است که شبی ... یا شبهایی ... با جسمی خسته از کار و زندگی، و از آن مهمتر با ذهنی خسته و خراب به خانه بیایید، و وقت خوابیدن، به کسی بیاندیشید که در حال یا گذشته عاشقش بوده اید ؟ شده است خاطراتش ، صورتش ، خنده هایش، حرفهایش را بیاد آورید و حالتان خوش شود ؟ حتی اگر او برای همیشه رفته باشد؟ * عشق،‌ یک مُسکّن قوی است برای دردهای ما ... عشق یک مخدّر است برای تسکین‌عمیق ترین دردها و نگرانی ها و اضطرابها و ترسهای ما ... و هر چه زخمها و دردها و گودالهای وجودمان عمیقتر باشد، بیشتر به این مخدر نیاز پیدا می کنیم ... بیشتر عاشق می شویم ... در عاشقی دیوانه تر می شویم ... پاکباخته تر یکطرفه تر حسودتر بی طاقت تر خلاصه می سوزیم و می سازیم! * نمی گویم عاشق نشوید که نمی شود ... بجز کسانی که صدمات دوران کودکی احساساتشان را نابود کرده است، همه عاشق می شوند ... امّا امّا اگر زنی یا مردی نرمال و موفق است و شیرین عقل نیست امّا یکطرفه یا دیوانه وار عاشق می شود، معمولا کسی است که زخمها و دردهایش عمیق ترند ... و مخدر قوی تر می طلبند . آدمهایی که احساسات و روان طبیعی دارند و زخم خورده از دوران کودکی نیستند خیلی کمتر دچار عاشقی های سوزناکِ شکست آلود می شوند و خیلی کمتر آه می کشند . آنها نیاز به مخدر برای تسکین دردهایشان ندارند . *** و البته، با این حرفهای من، نه عاشقان فارغ می شوند نه دیگر کسی دور عاشقی را خط می کشد! چاره ای نیست ... جز سوختن و ساختن همین! @andeesheha t.me/andeesheha
2018/10/11 21:41
#تتلو امشب امیر #تتلو در بی بی سی فارسی حرفهای مختلفی زد ... * یکی از حرفهایش، موضوعی بود که بحث و مخالفت زیادی را در جامعه برانگیخته بود ... اینکه پوشش یک دختربچه باید طوری باشد که کسی را تحریک نکند . البته گفتن این حرف، بعد از اینکه به دختربچه ای تجاوز شده و به قتل رسیده درد زیادی در جامعه ایجاد می کند . تتلو به جمله ای که خودش تکرار می کند عمل نکرد که هر نکته زمانی و هر سخن جایی دارد! اما واقعا این حرف چقدر غلط یا درست است؟ * زمانی که خیلی جوان بودم تعصب زیادی داشتم‌که در جاهای عمومی بسیار ساده باشم و زیبا جلوه نکنم . خوب البته من از نظر ظاهری آدم خیلی متوسطی هستم و بخصوص وقتی حجاب دارم اصلا جزو زنهای زیبا طبقه بندی نمی شوم! بهرحال .. آن موقع طرز فکرهای متفاوتی داشتم ... * زمانه عوض شد و من هم عوض شدم . من‌مثل خانمهای دیگر نیستم که وقتی مردی به آنها خیره می شود الزاما مردها را به هیزی و بدچشمی متهم کنم .‌گاهی موضوع همین است اما گاهی هم این نیست . بگذریم از اینکه خیلی خانمها در حالیکه دارند به مردها بابت هیزی بد و بیراه می گویند توی دلشان قند آب می شود که اینقدر موردتوجه هستند! در حقیقت میزان دلخوری و عدم دلخوری خانمها از این موضوع، به نوع مَرد بستگی دارد! * بارها متوجه شدم آقایانی که نگاه می کنند، مردانی نیستند که به هیزی دچارند . مردانی می بینم، عموما جوان ، و معلوم است از نظر مالی متوسط ... افرادی که این روز و روزگار زیاد هستند و کم احتمال دارد بتوانند ازدواج کنند یا دوست دختری مناسب بیابند . آنها با حسرت و آرزو نگاه می کنند . طوری که از اینکه به خودم زیادی رسیده ام شرمنده می شوم . از اینکه آرزوهای مردی را بیادش آورده ام که امکان رسیدن به آنها را ندارد غصه دار و دلتنگ می شوم . این‌ بود که تصمیم گرفتم - بجز اوقاتی که در پارکینگ خانه سوار ماشینم‌ می شوم و در پارکینگ مجتمع تجاری یا خانه دوستان از ماشین پیاده می شوم - خیلی زیبا بنظر نرسم . * تتلو حرف با اهمیت دیگری هم گفت ...‌گفت:" متجاوز، خودش هم قربانی است . اگر شرایط او از کودکی تا بحال طبیعی بود او امروز به یک کودک تجاوز نمی کرد". فکر می کنم شاید بشود به این حرفش فکر کرد . فکر می کنم بشود به این فکر کرد که خودمان را جای دیگران، حتی بدترین و منفورترین آدمها بگذاریم و ببینیم دنیا از چشم تیره و تار آنها چطور بنظر می رسد ... سخت است اما غیرممکن نیست . * می دانم این حرفهایم مخالف زیاد دارد . می دانم‌می گویند مرد باید قوی و خوددار باشد مثل مرد غربی که کنار ساحل دریا هم تحریک نمی شود . نمی دانم . خدا می داند مردان غربی آنجا تحریک می شوند یا نمی شوند! اگرچه بهرحال با تعصبات مرسوم جامعه مان هم هیچ میانه ای ندارم. *** دوباره یاد آن جمله معروف افتادم ننگر که گوینده سخن کیست بنگر که سخن چیست بله ... بنگر که سخن چیست حتی اگر گوینده ی این سخن، تتلو باشد ... همین! @andeesheha t.me/andeesheha
2018/10/11 20:42
تتلو و تتلوئیسم به لطف انتخابات ریاست جمهوری همه #تتلو را شناختند ... تحلیلگران و روانشناسان و سیاستمداران مفصل نوشتند در مورد تتلو .. کسی برای تتلو احترام قائل نیست .. تتلو به استاد موسیقی ایران بی احترامی کرده .. تتلو به فرهنگ و سنن عرفی جامعه بی اعتناست و آنرا به تمسخر می گیرد ... بزرگترها کلا از تتلو خوششان نمی آید . اما من از تتلو متنفر نیستم ... در زندگی همیشه بر اساس عرف اجتماع حرکت کرده ام و به همین دلیل در اجتماع پذیرفته شده بوده ام . اگر هم گاهی برخلاف عرف بوده است چیزی نبوده است که عیان و آشکار باشد . امثال من چیزی را در فرهنگ جامعه تغییر نمی دهند ... و خودشان هم در امنیت باقی می مانند . تتلو و تتلوها اما دقیقا برعکس اند . برخلاف تمام آنچه عرف است حرکت می کنند . زنها و مردهای تتلوئی نوک پیکان حمله اند در تغییرات .. کسی آنها را قبول ندارد و رفتار آنها را تایید نمی کند ... اما کسی نمی داند که بسیاری از چیزهایی که ما امروز ... از آزادیهای فردی داریم ... مدیون تتلوهای گذشته است . یک روزی در صد سال پیش ، طاهره قره العین حجاب از سر بر می دارد و زنده بگور می شود . یک روزی عده کوچکی از زنان و دختران ، طوری لباس می پوشند که نه فقط گشت ارشاد آنها را دستگیر می کند ، که امثال من هم به آنها چپ چپ نگاه می کنیم ... اما اگر آنها نبودند امروز من و امثال من باید با حجاب زنان افغانستان رفت و آمد می کردیم و از پوشیدن مانتو و روسری رنگی محروم بودیم . اگر مردان تتلوئی نبودند امروز هیچ مردی نمی توانست شلوار جین یا تی شرت بپوشد و به خیابان برود . نمی توانست موهای بلندتر یا کوتاهتر داشته باشد ... تتلوها نوک پیکان حمله اند در تغییرات سخت جامعه .. آنها محکم به دیوار می خورند و له می شوند .. اما شکافی در دیوار سنتها بوجود می آورند که امثال من عافیت طلب می توانیم بی دردسر و با حداقل زخم و خونریزی از آن عبور کنیم و فضای بازتر آنسوی دیوار را تجربه کنیم . کسی تتلوها را دوست ندارد ... اما همه از مواهب تغییراتی که آنها بوجود آورده اند بهره مند می شوند . @andeesheha
2018/10/11 20:05
امشب حرفهای امیرتتلو رو از بی بی سی فارسی دیدم . یکی از پستهای قدیمی ام، مربوط به یکسال و نیم پیش رو دوباره می فرستم. یه چیز دیگه هم در مورد حرفهایِ امشب تتلو می نویسم اگه وقت بشه ارادتمند همه دوستان💐
2018/10/11 20:05
🎼🎼🎼
2018/10/11 13:27
#موسیقی #هایده #آواز_تنهایی @andeesheha
2018/10/11 13:27
آواز تنهایی
هایده
آواز تنهایی آهنگ و تنظیم و اجرای پیانو انوشیروان روحانی شعر طبیب اصفهانی ، مهین عمید ، مولوی آواز هایده @afsoonnazeran 🔈
2018/10/11 13:25
مهستی ، ابی ، هایده و صادق نوجوکی ،فرشته نجات هایده در غربت که با آهنگسازی خود هایده را به ستاره موسیقی دهه شصت شمسی تبدیل کرد. @afsoonnazeran 🔈
2018/10/11 13:25
🎼🎼🎼🎼
2018/10/11 13:25
آخرین مطلب اندیشه ها۲ را وقت کردید بخوانید ... خیلی خوبه 👇 @andeesheha2
2018/10/10 13:46
#موسیقی #احسان_خواجه_امیری #هر_چی_آرزوی_خوبه_مال_تو @andeesheha
2018/10/10 09:25
Har Chi Arezoo KHoobeh Mal Too @iRwikimusic
Ehsan Khajeh Amiri
2018/10/10 09:24
هرچی آرزوی خوبه مال تو ♥️ هرچی که خاطره داری مال من 💔 اون روزای عاشقونه مال تو 💓 این شبای بی قراری مال من 🖤 احسان خواجه امیری
2018/10/10 09:24
#تردیدها_و_تناقض_های_ما تا حالا دقت کرده اید گاهی اوقات دیگران چقدر راحت در مقابل نه گفتن ما تسلیم می شوند، گاهی هم نه گفتن ما هیچ سودی ندارد و آنقدر اصرار می کنند تا جان ما به لب برسد؟ چرا فرزند، همسر، دوست و افراد غریبه ... گاهی به سه شماره در مقابل جواب منفی ما تسلیم می شوند و گاهی هم روزها اصرار می کنند و آخر ما تسلیم می شویم ؟ * وقتی ما در درون خودمان راجع به موضوعی تردید داریم سیگنالها و امواج این شکّ و تردید را ناخودآگاه به دیگران می فرستیم .‌نمی دانم چگونه و به چه شکل ... اما بدون تردید این جریان بین ما آدمها برقرار است . برای همین است که مادری از کار زیادش شکایت می کند اما همچنان به فرزندانش سرویس می دهد و پدر با یک نه گفتن همه چیز را تمام می کند . برای همین است که یک پدر خیلی کارها برای فرزندانش انجام می دهد و آنها همیشه از او طلبکارند و پدر دیگری فقط گاهی بزرگوارانه سر تکان می دهد و فرزندان دستش را می بوسند! وقتی ما در درون خودمان ... در مورد درست بودن نظرمان صد درصد مطمئن هستیم ... هیچکس در دنیا نمی تواند ما را به کار دیگری مجبور کند . امّا وقتی در مورد درست بودن یا نبودن کاری شک و تردید داریم‌ و در درون خودمان با خودمان به توافق نرسیده ایم، فرزند ... یا همسر ... یا پدر و مادر ... یا دوست .... یا غریبه ها در آن مورد به ما اصرار می کنند و در آخر هم ما تسلیم می شویم . * از اصرارهای دیگران تعجب نکنید، فقط به خودتان مراجعه کنید ... همین @andeesheha t.me/andeesheha
2018/10/10 09:23
دونوازی استادانه ویلن Samvel Yervinyan و Anne Marie Channel @Theprincejan
2018/10/10 08:25
🎥 آقا و خانم Samvel Yervinyan و Anne Marie، هر دو در نوازندگی ویلن جزو بهترین سولیست های اجراهای کنسرت های کلاس جهانی هستند. دریکی از کنسرت های آهنگساز مشهور یونانی، آقای یانی، آن ها یک Master conversation عالی با ویلن های شان اجرا می کنند. امیدوارم نوازنده درام ابتدای ویدئو را پرزیدنت دانلد ترامپ اشتباه گرفته نشود. مطمئن هستم که از این اجرای فوق العاده ویلن لذت خواهید برد. با صدای بلند گوش کنید. Channel @Theprincejan
2018/10/10 08:25
#مقاله #روشنفکری_و_روشنفکرمآبی دیروز دوستی سخنی گفت که مرا به فکر فرو برد. دوستم گفت: من روشنفکرها را دوست دارم ولی از روشنفکرمآب‎ها خوشم نمی‎آید. چون موضوع جلسه چیز دیگری بود من دنباله‎ی این ‎حرف را نگرفتم ولی با خودم راجع به آن، گفتگویی داشتم که ماحصل این را با شما در میان می‎گذارم. #ادوارد_سعید که کتابی با عنوان “روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟” نوشته است وظیفه روشنفکر را “نقد نهادهای قدرت” می‎داند. یک اصل مهم که در طول تاریخ در عرض جغرافیا به اثبات رسیده است این است که قدرت بدون نقد فساد می‎آورد. اخلاقی‎ترین آدم‎ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر بطور جدی با نظارت و نقد کنترل نشوند دچار “خودشیفتگی” می‎شوند و پس از این به باتلاق “ایدئوکراسی” فرو می‎غلتند (یعنی “مذهب حافظ قدرت”) و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است بر “سلطان” مباح می‎گردد. به همین دلیل در جامعه، روشنفکر نقد می‎کند و نقد می‎کند تا نهادهای قدرت “سالم” بمانند.  یکی از ویژگی هایی که روشنفکر را از “روشنفکر نما” یا همان “روشنفکر مآب” جدا می‎کند این است که روشنفکرمآب “نقد” نمی‎کند بلکه “نق می‎زند”. نقد کردن کار آسانی نیست. شما برای نقد کردن مدیریت یک سیستم، لازم است تاریخچه و گردش کار این سیستم را بدانید، آمار و ارقام مربوط به این سیستم را مرور کنید و با فرایند تجزیه و تحلیل اطلاعات آشنا باشید. پس نقد کردن تخصص و مهارت و صرف وقت و انرژی می‎خواهد. اما شما می‎توانید راجع به هرچیزی نق بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و پژوهش آن کرده باشید! “نق زدن” یک فرایند “هیجان مدار” است. یعنی ما با نق زدن آرام‎تر می‎شویم، خشم و غم‎مان را با دیگران در میان می‎گذریم و “درد دل” می کنیم اما “نقد کردن” یک فرایند “مسأله مدار” است، ما هنگام نقد ، خودمان را سبک نمی‎کنیم بلکه مساله را “حلّاجی” و زیر و رو می‎کنیم. “نق زدن” مخاطب تعریف شده‎ای ندارد، کافی ا‎ست گوش مفت بیابی، آن وقت می‎توانی شروع به نق زدن کنی ولی نقد کردن، مخاطب تعریف شده‎ای دارد. مخاطب روشنفکر پیش از همه، خود نهادهای قدرت‎اند و سپس کارشناسان، گروه های ذی نفع، رسانه‎ها و سایر نقدکنندگان. نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و شجاعت دارد، شجاعت پرداخت هزینه! شما می‎توانید در هر مهمانی که می‎نشینید و هر تاکسی که سوار می‎شوید نق بزنید، کسی کاری به کار شما ندارد! ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه‎ها ارسال کنید باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید بنابرین یکی دیگر از ویژگی‎های روشنفکران که آن ها را از روشنفکرمآبان جدا می‎کند “شجاعت” است. البته این جا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت‎تری در پیش می‎گیرند و آن آگاه سازی توده‎های مردم است. کسی که قرار است توده‎های مردم را آگاه نماید از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیر تخصصی سخن بگوید. این کار شبیه “بند بازی” است. اگر کمی تخصصی‎تر سخن بگوید مخاطبانش سخنش را نمی‎فهمند و اگر کمی عوامانه‎تر سخن بگوید به سرعت دچار #پوپولیسم - عوام زدگی –می‎شود! بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند. با این حال این قلمرو پرخطر را نباید خالی گذشت چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو جا را برای “پوپولیست‎های واقعی” باز می‎کنیم، کسانی که به جای نوشتن کلمه “مار” شکل “مار” را طراحی می‎کنند. ویژگی مهم روشنفکران این است که تشکّل و شبکه سازی می‎کنند، روشنفکر اهل انزوا و درخود فرورفتن نیست. او از جامعه قهر نمی‎کند و ناامید نیز نمی‎شود چرا که از ابتدا هم توقع تغییرات دراماتیک نداشته است. روشنفکرمآب ها ناامید و سرخورده اند. شاید برخی از آن ها روشنفکرهایی بوده اند که توقع زیادی از مردم و جامعه داشته‎اند، آن ها به دنبال #اتوپیا - مدینه فاضله – بوده‎اند و ناکام مانده‎اند. روشنفکر به حرکت دائمی و پله پله اجتماع امیدوار است بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می‎کند و تیم و تشکّل می‎سازد. منظورم از تشکل، محفل نیست بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه‎دار که بطور دائمی رشد می‎کنند و با جامعه‎ی بیرون از خود ارتباط برقرار می‎کنند، اثر می‎گذارند و اثر می‎پذیرند. #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک  پی نوشت: راجع به روشنفکران ایرانی سه کتاب بسیار ارزشمند منتشر شده: "هویت اندیشان و میراث فکری احمد فردید" ، "نو اندیشان دینی" و "گونه شناسی روشنفکران ایرانی". دو کتاب اول را محمد منصور هاشمی نوشته و کتاب سوم را نظام بهرامی کمیل. هر سه کتاب را نشر کویر منتشر کرده است. @drsargolzaei Drsargolzaei.com
2018/10/10 08:15
🔻کافیست از مادرتان قهر کنید! قصد توهین به هیچ روشنفکر راستینی را ندارم. ولی در مجموع آن‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کنم: الف. روشنفکرِ نمی خواهم ب روشنفکر ِ چه می خواهم متاسفانه جامعه عقل گریز ما همیشه به «روشنفکران نمی خواهم» (امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه می خواهم» (امثال سید حسن تقی زاده و دکتر ارانی) با بی اعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است. ولی آنها که سازندگان این سرزمین اند بیشتر همان «روشنفکران چه می خواهم» هستند. در ایران برای این که شما مصداق «روشنفکرِ نمی خواهم» شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگوید «خورشت بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پست مدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بی وزن بی قافیه و بی معنی هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهن کجی کنید ولی «روشنفکرِ چه می خواهم» شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید پای لرز آن بنشینید. از نکات عبرت آموز یکی هم این است که فرنگی جماعت نیز برای روشنفکران نمی خواهم ما همیشه کف زده اند. آنچه خواندیم، نوشته دردمندانه و درخشان دکتر شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه است. برخی می گویند که ایرانی ها می دانند که چه نمی خواهند اما نمی دانند که چه می خواهند. بگذارید بیشتر به آن بپردازیم. اگر نوشته بالا را قبول ندارید لحظه ای به ده یادداشتی که اخیرا فوروارد (ارسال) کرده اید فکر کنید! چند مورد از آنان در مورد نقد وضعیت موجود بود؟ و چند مورد از آنان در مورد طرح ایده ای برای حل یک مساله مهم و مشخص. فضای رسانه های ما پر شده است از چالش ها، فراچالش ها، ابرچالش ها، بحران ها، تهدیدها و .... چرا چنین چیزی اتفاق می افتد؟ 1- «اعتیاد به انتقاد»؛ ما عادت کرده ایم که خودزنی کنیم. انتقاد کنیم. مسخره کنیم. اگر یک روز یک مطلب انتقادی نخوانیم بدن مان درد می گیرد. فضای رسانه ای ما پر شده است از روشنفکران نمی خواهم. 2- عقیم بودن از طراحی عملی. بارها و بارها در معرض ایده های مختلف قرار گرفته ام. بیشتر آنان ایده های خوبی بودند اما یک مشکل مشترک بزرگ داشتند: بدون طراحی های جزیی بودند! یک ایده برای آن که اجرا شود باید زوایای مختلف را به خوبی دیده باشد. 🔻⭕️تحلیل و تجویز راهبردی: فکر نکنیم که این تقسیم بندی «نمی خواهم» و «چه می خواهم» فقط در مورد روشنفکران معنی می دهد. این در مورد همه ماست. چه در اداره پستِ یک شهر دور افتاده کار کنیم یا در یک وزارت خانه در قلب تهران. چه در یک شرکت تولیدی بخش خصوصی باشیم یا در یک سازمان خدمات بخش عمومی. من و شما دو راه بیشتر پیش رو نداریم. یا اینکه با مادرمان قهر کنیم و بشویم روشنفکر نمی خواهم و صد البته محبوب! و یا اینکه بخواهیم آینده را بسازیم و بشویم روشنفکر چه می خواهم. این دومی هم سخت تر است و هم اینکه محبوبیت اجتماعی پایین تری دارد. اگر می خواهید جز «چه می خواهم» ها باشید و به جای انتقاد از وضعیت موجود، خالق وضعیت مطلوب باشید. چند نکته زیر را به خاطر بسپارید: خواهید گفت مدیران چرا کاری نمی کنند؟ اکنون دانش و تجربه بسیار تخصصی شده است. امکان اینکه یک مدیر ارشد حتی با تجربه 40 سال از همه چیز در حوزه تحت مسوولیتش سر در بیاورد و برای آن ها طرح عملی داشته باشد تقریبا که نه! قطعا صفر است. دست به قلم شوید و منتظر بالادستی های گرفتار نمانید. خواهید گفت که تا به حال صدبار ایده هایم را گفته ام و مسوولین بی توجهی کرده اند. کمی هم به خودتان شک کنید. شاید ایده شما کم کیفیت باشد یا عملی نباشد یا جزییات تکنیکی ندارد و در حد کلی گویی مانده است. از دوستان تان بخواهید ایده شما را صادقانه نقد کنند. کیفیت ایده هایتان را بالا ببرید و دوباره امتحان کنید خواهید گفت ایده ها را اجرا نمی کنند. جواب این است که برای آن که یک ایده از روی کاغذ تبدیل شود به واقعیت. خیلی از متغیرها باید فراهم شوند. ولی تجربه نشان داده است که اگر ایده خوبی باشد و مکتوب شده باشد دیر یا زود دارد، سوخت و سوز ندارد. خواهید گفت ما که نمی توانیم برای کشور تئوری بدهیم. جواب: باشد اما همه ما می توانیم خانه و سازمان و شهر و منطقه و حوزه تخصصی مان را بهبود دهیم. از این جا شروع کنیم! کسی به طنز می گفت همه در این مملکت شده اند اپوزیسون (مخالف). همه مخالفند. چه کسانی که قدرت را در دست دارند. چه کسانی که مخالف طیف حاکمند و چه مردم عادی. ظاهرا همه دریافته اند که برای محبوبیت اجتماعی کافی است از مادرتان قهر کنید و بگویید خورشت بادمجان را دوست ندارم!! در عمیق ترین لایه های وجودم، کسانی را می ستایم که با وجود تمام چالش ها و ابرچالش ها، زمان و انرژی خود را صرف طراحی وضعیت مطلوب می کنند. آن ها هستند که آینده ما را خواهند ساخت حتی اگر دوست شان نداشته باشیم. 💭 #مجتبی_لشکربلوکی 🔴⚫️ کانال علوم انسانی 📕 @humansciences
2018/10/10 08:13
1 2 3